تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر من زن میخوام

خدایا من زن میخوام دلم گرفته، بعضی وقتها آنقدر دلم میگره و تحت فشار می افتم كه دلم می خواد با تمام وجود گریه كنم دیگه خسته شدم از این همه فشار، از این همه سنت و فرهنگ غلط، از این همه بی توجهی اطرافیان و مسئولان، البته حق هم دارند، خودشان خرشان از پل گذشته و احتیاجات روحی و جسمی شون برطرف شده، چرا دیگه خودشون رو بخاطره ما به زحمت بندازند؟! منم خودم وقتی می خواستم كنكور بدم، مدام به خودم می گفتم بذار كنكورم كه تمام شد، تجربیاتم رو در اختیار بقیه میذارم و كمكشون میكنم راحت تر درس بخونند، ولی كو! اصلا حتی دریغ از یه كار كوچیك كه براشون كرده باشم، پس بیخودی نباید از بقیه انتظار كمك و توجه داشته باشم، خیلی انتظار بیجاییه!!!!!!!!!!!!!!! ولی واقعا دیگه مستاصل شدم ، نمیدونم چه كنم.

آه!!!!!!!!!!!!!!!!!! به خدا این چیزایی كه تو تلویزیون نشون میدن واقعیت نداره ولی آخه مگه احساسات، منطق حالیش میشه؟!!!!!! امان از دست این بزرگترهای نادان و ظاهربین ! حتی مارا هم مثل خودشون كردند، آخه یكی نیست به اینا بگه: باباجون! اگه این احساسات و غرایز از راه درست و عاقلانه و طبق دستورالعمل خدا و پیغمبر اجرا نشه، بدبختی میاره، افسردگی میاره، هزارجور بیماری روحی و جسمی و انحرافات میاره!! خیر ! اصلا گوششون بدهكار نیست كه نیست!!! واقعا برای خودمون متاسفم، با این كه دین و راهكارهای كاملا عملی اون را داریم، دنبال بیراهه و به اصطلاح، راه چاره میگردیم!!! آخه من دردمو به كی بگم ایها لناس! آخوندامون هم كه كاری نمی كنند، فقط یه سری حدیث را تكرارمكررات میكنند، فكر می كنند هنر كردند و مشكل حل شد!

دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون، تو زندگی چقدر غمه، دلم گرفته از همه میگند ما دختر دست گلمونو كه تو پنبه بزرگش كردم، بده به یه پسر آسمون جل بی همه چیز بیكار!؟ مگه بچمونو از سر راه اوردیم؟ بله! بچتونو از سر راه نیاوردید، خیلی هم پاش زحمت كشیدید، حاضر هم نیستید به پسری مثل من بدیدش، ولی حاضرید بدیدش دست پسرای خیابونی!، حاضرید ولش كنید به حال خودش تا از روی نیاز به ابراز و دریافت احساسات و عواطف، نا خودآگاه به هزار چیز نكبت و كوفت و زهرمار مثل، خودآراییی برای جلب توجه دیگران و جوونایی مثل من ، خودارضایی، دوستیهای خیابونی و... تن بده، بعدم كه من بخوام برم خواستگاری با هزارجور مانع تراشی و سخت گیری های پوچ و بی دلیل مانع ارضای صحیح تمایلاتشون بشد! طوری كه نیست! بكنید! نتیجش هم همین میشه كه الآن دارید می بیند، همین قیافه های عجق وجق تو خیابونا، دخترهای مجرد با سن بالا و...، بازم احتیاج هست بگم!؟

تا اسم زن و ازدواج رو میاریم ، بیكاری حالا ازدواج كنی!؟ برو حال كن، فكر میكنی جایی خبریه؟! نه بابا!، اونایی هم كه گرفتند پشیمونند، حالا بیكارید، دغدغه ندارید، بعدا كه ازدواج كنی حسرت الآنتو میخوری، به غلط كردن می افتیا! آره! به غلط كردن می افتیم، اونم چه غلط كردنی! همینه كه این همه جوون بیكار داریم، چون كه انگیزه ای برای كار كردن نیست، اگه هم كسی سر سوزنی داشته باشه با این حرفای شما همش در نطفه خفه میشه میره پی كارش. آه!!!!!!!!!!!!!!! شما با این سیاست های تربیتی تون و دولت هم با بی توجهی به این فرهنگ سازی های مدرك گرایی مدرن، ما را به خودتون وابسته میكنید، خوب استعمار میكنید، بعد هم كه احتیاج به ازدواج، هم دم ، همصحبت و شریكی برای غم و شادیهامون میخوایم، مار را به حال خودمون رها میكنید، ما هم كه مستعمره ی شما و كاملا وابسته، كاری از دستمون بر نمیاد، از اون طرف هم كه خونواده ی عروس، میگه مهریه فلان مقدار، خونه نمیدین كجا، ماشین كجا و...................... خلاصه اگه خیلی دوستت هم داشته باشند، برا احتیاط،- بلاخره دخترشونو از سر راه كه نیووردند!، به قول خودشون با مهریه ی سنگین آنچنان دستی تو پوست گردو می كنند كه واقعا آدم می مونه چی بگه!!!!!!!!!!!!!!!!!

آه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 89/12/6-9:15PM بعضی وقتا خیلی دلم میگیره، فكر می كنم اگه زن داشتم باهاش دردودل میكردم، بهم توجه میكرد، ناراحتی هامو بهش میگفتم، بهم take it easy;)میگفت: منم میگرفتمش تو آغوشمو بهش میگفتم، میدونستی من خوشبخت ترین مرد دنیام؟ چون یه همچین همسری مثل تو دارم! ولی فكر نمیكنم این چیزا عملی بشه، اینا مال فیلماست! آدم زنرا برا چی میخواد؟ برا همراهی تو زندگیش، برا این كه توسختی و آسونی، غم و شادی باهاش باشه، نه بعد از این كه همه ی سختی ها را پشت سر گذاشت، همه چیز بدست آورد، حالا بره زن بگیره!، دیگه این زن به چه دردی میخوره؟!، فقط میشه یه نون خور اضافه، زن وقتی زنه كه تو سختی ها با كسی همراه بشه،اونم بخاطره خود فرد نه بخاطره مال و اموال خودش یا باباش! آخی خدا!!!!!!!!!!!!!! دلم میخواد بمیرم، از این دنیا، آدماش، كاراشون، كارای خودم، افكارمون، رسم و سنتامون،حرفای مردم،رفتارهای غلطمون، تهاجم فرهنگی، وضع اقتصادی، بی ثباتی زندگیمون، بی توجهی به خدا، و ... همه و همه خسته شدم، دیگه حال زندگی كردن ندارم. من زن میخوام، ولی نه كار دارم، نه پول، نه مدرك درست و حسابی، نه وضعیت پایدار سربازی، نه خونه، نه ... خداییش تو دختر دست گلتو حاضر بودی به یه آسمون جولی مثل خودت بدی؟! چقدر مرگ برام شیرینه

خدایا! من لایق این همه نعمتت نیستم! همش ناشكری، غر زدن، بد اخلاقی، گناه، تنبلی و ... دیگه چی بگم! از دستم خسته نشدی؟ بخدا خودم از این همه ناشكری ناراحتم ولی بازم میكنم! تو به من یاد دادی تنها كسی كه تو ای دنیا به فكرده منه، خودتی، تو ای كه از رگ گردن به من نزدیكتری، غمخوار منی، به فكر منی، هرطوری هم كه باشم دوستم داری، وقتی غم و غصه تمام وجودما میگیره، فقط تو به فكرمی، ولی خدایا مناوا بازم زن میخوام، میخوام با یكی حرف بزنم، درددل كنم، كمكم كنه،كمكش كنم، به فكرم باشه، راز دلما بهش بگم، آخه دلم یه وجود فیزیكی میخواد كه باهاش حرف بزنم، لمسش كنم، شالّا میشد خودت یه جوری تو قالب یه آدم بیای پیشم، من كه بهتر از تو ندارم، به دادم برس، دیگه خسته شدم. از بس این دخترا با عشوه و ناز و ادا حرف می زنند، آرایش كرده میاند بیرون، دیگه خسته ام.

كمك 89/12/12 pm6:0 دلم گرفته و فكر می كنم نوشتن بهترین راه برای آرامشم باشه، اگرچه می دانم كه بهتر از آن هم هست و آن قرآن است، خواندن آن، گوش دادن به آن، تفكر و تدبر در آن، خواندن تفسیر آن واقعاً آدما 180 درجه تغییر حال میده ولی با این كه می دونم اكثراً بهش عمل نمیكنم، حالش را ندارم و مطمئنم كه علتش گناهانم، اعمال، افكار و رفتار بدم است  نمیدونم چی بگم، 18/12/89 9:30PM خدایا من كه از دستت راضی نیستم، آخه این انصافه اینقدر مردارا به زنا وابسته كنی،نامرد! تازه مرد با این همه قدرت و ابهت و توانایی باید بره نازه این ضعیفا را بكشه، بخدا انده نامردیه، مگه من چه گناهی كردم كه باید دلم یخواد با یه دختر حرف بزنم، درددل كنم، ابراز و دریافت احساسات بكنم، آقا دلم نمی خواد ولی چیكار كنم كه این دل بیسّاحاب دست از سرم بر نمیداره، دردما به كی بگم، 23/12/89 5:30PM خدایا اگه بدونی چه حالی میشم وقتی یه دختری را میبینم، چقدر دلم میخواد باهاش حرف بزنم، درد دل كنم، بگیرم بغلش كنم، باهام همدردی كنه، بهش نگاه كنم، كمكم كنه، باهام حرف بزنه، ولی آخه با هركسی كه نمیشه دوست شد، اصلا آدم آگه بخواد این كارارو بكنه كه دیگه به كار دیگه ای نمی رسه! همش میشه هوس بازی،منم كه اصلا نه این كارا رو دوست دارم و نه شدنه و اصلا حالشو ندارم پس من این دل وامونده رو چجوری آروم كنم؟

دیگه خسته شدم، اصلا كسی به فكر ما جوونا نیست، چقدر ما بدبختیم كه برا یه چیز طبیعی و عادی مثل این كه همه جوره امكان برطرف كردنش هست و خدا هم راهشو بهمون نشون داده كاری نمی كنیم و خودمون با افكار و سنت های غلطمون دست و بال خودمونو بستیم، چقدر بدبختیم، خاك برسر ما، كاشكی یكی به اینا بفهمونه كه كاسه داغتر از آش یعنی چه؟!، آخه مگه ضرر ازدواج موقت بیشتر از زنا و روابط نامشروع و دوستی های خیابونی است كه ما به وفور تو شهرمون شاهدش هستیم، البته ناگفته نمونه كه برای این كه اسم كشورمون پسوند اسلامی بودن را داره یدك میكشه، خیلی از چیزها را اصلا نباید صداشو دربیاریم،چرا؟!، خوب این كه مشخصه، برا این كه یه وقت اسم اسلام و مسلمون تو دنیا بد در میره، حالا تو كشور چه خبره و مردم به چه بدبختی هایی دچارند و چه كارای اشتباهی می كنند كه كه مهم نیست، مهم اینه كه ظاهر درست باشه، مردم به درك!

چقدر گفتم، گناه نكنم تا خدا كمك كنه و درسما بخونم و پیشرفت كنم تا بعدا یه جوری اسباب ازدواجمون فراهم بشه، ول افسوس كه نه خودمون افسارمون دست خودمونه و نه مردم و دولت مردامون آدم و به فكر ما، از اون جایی هم كه خدا گفته تا خودتون نخوایید و كاری نكنید، من براتون كاری نمی كنم، و یه جای دیگه هم گفته كه، آنچه از بدی ها و شر به شما میرسه تقصیر خودتونه، فكر میكنم حالا حالا ها باید نقدا سماغ بمكیم! بله! خدایا! میشه یه جوری اشتباهای مارا نادیده بگیری و یه كاری برا ما صورت بدی؟! بجون خودت خیلی گیرم، كمك!!! 90/1/6-8:15 AM حتی اگه آدم بهترین دوست دختر ها راهم داشته باشه،هیچ وقت آن دختر نمی تونه آن كاری را كه همسر آدم براش میكنه را انجام بده،چون تنها كسی كه همیشه با آدم هست،همسر آدمه،همیشه كمكت میكنه، همیشه باهات هست،در سختی و راحتی،ناراحتی و شادی.

تنها این همسر آدمه كه میتونه واقعا در وقت احتیاج كنار آدم باشه،چون ازدواج یه نوع التزام و تعهد میاره؛ تنها این همسر آدمه كه وقتی واقعا بهش احتیاج داریم كنارمونه، تنها این همسر آدمه كه می تونه بخاطره طرف مقابل، از خود گذشتگی بكنه، از سود و منفعت خودش برای شاد كردن و كمك به همسرش بگذره، ولی من نمی دونم،چطوری میشه این احساسات را در دوستی های خیابونی یا اینترنتی ایجاد كرد،چرا میدونم!، اصلا نمیشه ایجاد كرد،این غیر ممكنه، می دونی چرا؟، چون مثل ازدواج نیست كه التزام داشته باشه، مثل ازدواج نیست كه مردم بخواند و حتی بتونند، به طرفشون توجه كنند،چون رسمیت نداره، اصولا تنها هدف این نوع روابط بر پایه ی، منفعت شخصی و خودخواهی افراد است، ولی در روابط زناشویی، از اساس مبنا بر از خودگذشتگی و منفعت دوطرفه هست، بخاطره همینه كه ازدواج،اگه موفق و صحیح انجام بشه باعث رشد آدم میشه،حتی به نظر من اگه منجر به طلاق هم بشه باز هم سود داره،چون كه تجربیاتی كه از طریق ازدواج میشه بدست آورد، از هیچ راه دیگری نمی توان بدست آورد، اگه مثبت بهش نگاه كنیم افراد زیادی بوده اند كه از طریق همین ازدواج ،هدفشون را در زندگی پیدا كردند، تونستند رشد كنند و حتی با سرعت تصاعدی؛كم نیستند كسایی كه حتی طلاق گرفتند ولی آنچنان تجربه ای كسب كردند كه با یك عمر تجرد می توان بدست آورد، ولی باید به آن مثبت نگاه كنیم، كه نمی كنیم.

اصلا بحث بحث طلاق نیست،این بدترین حالت موجود است،كه اگه قبل از ازدواج با افراد متخصص مشورت كنیم و با مطالعه ی كتب مناسب و مورد تایید و كاربردی خود را مسلح كنیم احتمال خطا به چند درصد كاهش می یابد،خدا كمك می كند،مطمئن باشید ولی مشكل ما این است كه از ترس طلاق یا اصلا به این راحتی ها ازدواج نمی كنیم یا مهریه ی سنگین و رسوم غلط را الم می كنیم! درواقع داریم میگیم آقا من حاضرم دختر/پسر دسته ی گلم دوست داشته باشه، استمنا بكنه، مشكلات روحی و بهدش هم مشكلات جسمی پیدا بكنه ولی با كسی ازدواج كنه كه خوشبختش كنه،حالا این خوشبختی را كی تعریف كرده و به چه قیمتی بدست بیاد را دیگه ... 27/1/90 -9:5’PM این كه خدا گفته زن و مرد با هم اختلاط نكنند، بهم نگاه نكنند، بهترین مسجد زن كنج خانه اش است، چون احساسات درگیر میشه، این جذابیتی كه زن برای مرد و مرد برای زن داره، چون خود خدا میدونه چی آفریده، همه ی این ها را برای استحكام خانواده گذاشته، ولی ما سوء استفاده می كنیم، چون سیستم افكارمان را عوض كردند و ما هم پذیرفتیم كه مثل غربی ها بی بند و بار باشیم-، البته از نوع افراطی آن، فقط جنبه های منفی و شهوانی آنها را می بینیم.- و بخاطر این احتیاجی كه به همسر داریم و خود را با این افكار غربزده محدود كرده ایم، نشانه های احتیاج، خود را در دوستی ها، نوع لباس پوشیدن ها و ... نشان می دهد. 31

/1/90 ----4:20’PM مشكل اجتماع ما امروزه این است كه با وجود احساس احتیاج به ازدواج، ایجاد رابطه با جنس مخالف و ارتباطات احساسی و حتی جنسی بین افراد فكر می كنیم فردی كه ازدواج می كند باید حتما تماما در اختیار خانواده و همسر و زندگیش باشد ولی این كه او فردی نوجوان است را فراموش كرده ایم=< باعث می شویم كه فرد از زیر بار مسئولیت شانه خالی كنه و ازدواج را به تاخیر بیاندازه. حاضریم نیازمان را سركوب كنیم و دچار مشكلاتی بشویم ولی پا روی اعتقادات و باورهای غلط خود نگذاریم. ما نمی توانیم عوامل سكسی و جنسی را از بین ببریم، ولی میتوانیم افكار و باورهای خود را عوض كنیم. 


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]