تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر همجنسگرایی

همجنسگرایی در ورزش زنان

ما در این سایت بارها از همسان سازی زن و مرد در تمامی عرصه ها و عاقبت آن صحبت و انتقاد کردیم و نسبت به کسانی که خواستار امتیازات ویژه برای زنان بوده اند تا زن و مرد را همسان کنند توصیه کردیم که از این کار خود دست بکشند.
مشاهده رفتار های اجتماع و گزارش های منتشر شده که طبعا بسیاری از آنها شاید سری هم باشد، دقیقا تحلیل های ما را تایید می کند!

********************************
روزنامه «قانون» نوشته است: همواره در تاریخ زندگی بشر، حداقل تعریفی که از خانواده وجود داشته چیزی غیر از پیوند یک زن و یک مرد جهت تولید نسل و نگهداری از فرزندان و رشد دادن آنها نبوده است. هم‌اکنون در قرن حاضر نظام غرب به تلاش برای دگرگون سازی این تعریف غریزی دست زده و به تدریج در حال زمینه‌سازی برای این تحریف بزرگ است.

مشکل روابط نامتعارف جنسی در ورزش ایران تابویی است که مدت‌ها کسی به آن نپرداخته است؛ اتفاق ناگواری که برخی معتقدند پرداختن به آن هم اخلاقی نیست.

در این گزارش قصد داریم به وجود این پدیده در فوتبال و فوتسال بانوان اشاره کنیم. هضم این اتفاق اگرچه مشکل است ولی مدارکی وجود دارد که آن را ثابت می‌کند. در این‌که این پدیده همه‌گیر نیست، شکی وجود ندارد. بانوان شریف و ورزشکار کشورمان با وجود تمام مشکلات و کمبود امکانات به دنبال موفقیت و پیشرفت هستند. بارها در روزنامه قانون از آن‌ها گفت‌وگوهایی منتشر و تحسینشان کردیم. در این میان اما برخی هستند که با اقدامات خود می‌خواهند نام و کار ورزشکاران کشورمان را زیر سوال ببرند. مخاطب تمام این گزارش همین ورزشکارانند.

در این گزارش قصد نداریم افشاگری کنیم بلکه هدف ما این است که جامعه ورزش بانوان را از وجود برخی افراد بری کنیم تا خانواده‌های ایرانی با خیالی راحت‌تر فرزندانشان را به سمت ورزش بفرستند.

پرونده به کمیسیون اصل 90 رسیده!

وجود روابط نامتعارف در برخی ورزشکاران بانوی کشورمان مدتی است که شنیده می‌شود. اگر با این حوزه سر و کار داشته باشید کاملا در جریان آن قرار خواهید گرفت. ورزش بانوان به دلیل آنکه کمتر مورد توجه رسانه‌ها قرار می‌گیرد، این روزها درگیر یک معضل شده که نام آن «همجنسگرایی» است.

عبدالرحمن شاه‌حسینی که این روزها سرگرم بررسی گزارش کمیسیون اصل 90 در ارتباط با آلودگی‌ها در ورزش ایران است، در این‌باره به «قانون» می‌گوید: «پرونده همجنسگرایی در فوتبال و فوتسال بانوان این اواخر به دست ما رسیده و مفتوح است. این گزارش 80-70 صفحه است و به زودی بررسی می‌شود».

شاه‌حسینی که تمایلی به ارائه توضیح بیشتر در این‌باره نداشت، در ادامه گفت: «یکی از مراجع نظارتی گزارشی را در این‌باره به ما داده که همراه با تصاویری است، پرونده این گزارش مفتوح است و در کمیسیون اصل 90 مجلس بعدی بررسی خواهد شد؛ البته این گزارش خام است و نیاز به بررسی‌های بیشتر دارد».

این صحبت‌ها باعث شد تا به سراغ موارد بیشتری در این موضوع برویم؛ بانوان تیم ملی فوتبال و فوتسال تمایلی به صحبت درباره این ماجرا نداشتند و البته تعداد معدودی از آن‌ها اطلاعاتی در اختیارمان گذاشتند که بررسی آن‌ها جالب است. متأسفانه این بانوان اجازه ندادند نامشان را منتشر کنیم ولی نقل‌قول‌هایشان را می‌توانید در ادامه بخوانید. یکی از ملی‌پوشان فوتبال در همان ابتدای صحبت‌هایمان در این‌باره گفت: «وارد این ماجرا نشوید، این قصه سر دراز دارد».

او در ادامه ترجیح داد سکوت کند و درباره برخی از هم‌تیمی‌هایش صحبتی نکند. شاید بد نباشد اگر بدانید یکی از بانوان تیم ملی فوتسال هم که در روزهای اخیر جنجال‌های زیادی به وجود آورده، درگیر شایعاتی از همین جنس است؛ شایعاتی که البته قطعاً صحیح نیست.

برخی می‌گویند دلیل کنار گذاشتن او از تیم ملی و البته جنجال‌های فراوانی که به وجود آمد، همجنسگرایی‌اش با یکی دیگر از بانوان معروف تیم ملی فوتسال است. او در این‌باره به «قانون» می‌گوید: «اگر این مسأله وجود داشت چرا در بازی‌های جهانی حضور داشتم؟ برای ذهن بیمار این دوستان باید تأسف خورد».

به هر ترتیب برخی از جمله شاه‌حسینی می‌گویند این اتفاق در فوتسال بانوان وجود دارد، یکی دیگر از بانوان تیم ملی فوتسال در این‌باره می‌گوید: «من نمی‌گویم همجنسگرایی در بین برخی ورزشکاران بانو وجود ندارد، بله وجود دارد ولی واقعاً همه‌چیز در حد شنیده‌هاست، من چیزی در این‌باره ندیده‌ام».

او در ادامه می‌گوید: «چند وقت پیش این ماجرا سر و صدای زیادی به راه انداخته بود و حتی کار به جایی رسید که در فدراسیون اخطارهایی به برخی بازیکنان دادند به عنوان مثال گفتند حق ندارید موهای سرتان را پسرانه بزنید یا به نوع پوششمان ایراد گرفتند».

این ملی‌پوش در پایان اظهار می‌کند: «به هر حال برخی ورزشکاران اقداماتی انجام می‌دهند که چون دور از رسانه‌ها هستند، دیده نمی‌شود. البته این را هم بگویم که موضوع همجنسگرایی یا دو جنسه بودن به صورت خیلی معدود دیده می‌شود ولی وجود دارد، به عنوان مثال برخی از بانوان ما دوست دارند عمل کنند و پسر شوند چون دوجنسه هستند ولی خانواده‌هایشان این اجازه را به آن‌ها نمی‌دهند».

نگاه آخر

از بعد روانشناختی فرد همجنس‌گرا یک فرد پذیرنده است که آماده پذیرش هرگونه خواسته و دستوری است. با نگاهی به زندگی افراد همجنس‌باز معروف به‌خصوص در عرصه هنر و سیاست به خوبی مشخص است که این افراد تا چه اندازه در خدمت نظام سیاسی و فرهنگی غرب هستند.

به هر ترتیب همجنسگرایی در فوتبال و فوتسال بانوان اتفاق عجیبی است که خوشبختانه در حال پیگیری است. شاه‌حسینی و دستگاه قضا حالا درگیر ماجرای ناگواری شده‌اند. انتظارها این است که آن‌ها با قاطعیت به این ماجرا ورود کنند و ورزش ایران را از لوث وجود برخی آلودگی‌ها پاک کنند. کمیسیون اصل 90 باید ورای تصمیمات مصلحتی به دنبال جلوگیری از این اتفاق باشد تا مبادا دامن بانوان پاک ورزشکار ایران زمین آلوده به این اتفاقات شود.


نظرات()   
   

محیط زیست از زمانی از بین رفت که انسان محیط زیست را برای ارضای هواهای توهمی نفسانی خود کافی ندانست. و زمانی که فاجعه نابودی محیط زیست برای انسان جاهل و نفس پرست امروز مشخص شد سعی کرد تا کلاهی بزرگ بر سر خود بگذارد و گام دیگری در نمایان کردن بت پرستی و نفاق درونش بردارد. فعالان محیط زیست و سازمانهای محیط زیست که مانیفستشان این است که هواهای نفسانی خودمان را به اجبار نگه داریم و اشتهاهای کاذب نفسانی خودمان را که کمپانی ها برای سود خود در ما درست کردند را حفظ کنیم اما محیط زیست را هم حفظ کنیم. بسیاری از راهکارهایی که این جماعت بیان کردند تنها به نابود کردن بیشتر محیط زیست منجر شد.( مانند استفاده از پلاستیکها و ... که امروزه ضررهای فراوان آنها درک شده است) محیط زیست هم جلوه و نشانه ای از خداست و نمی توان خدا را فریب داد. نمی توان خدا را دور زد و به هواهای سخیف نفسانی ادامه داد زیرا روح هواهای نفسانی ما با محیط زیست همخوانی ندارد و در اصل انسان به واسطه هواهای نفسانی خود با محیط زیست در جنگ هست. در ایران محیط زیست و فمنیسم که مکتب ضاله و کاملا نفسانی است گره خورده است. همانطور که در جاهای دیگر جهان نیز الفاظی مانند اکو فمینیسم مطرح شده و تنها کارشان انحراف بشر است. مطیع کردن فرد در برابر نفس اش است که نمونه نمایان آن مطیع بودن مرد در برابر نفس تجلی یافته خود یعنی زن است.

Image result for ‫آرم سازمان محیط زیست‬‎
چندی پیش رییس سازمان محیط زیست به برنامه شناسنامه آمد و در مورد محیط زیست و البته مسائل زنان صحبت کرد. متاسفانه هر دو فعالیت محیط زیست و فعالیت برای حقوق زنان که در اصل فمینیستی است، هر دو از ریاکارترین اعمال بشر است و هر دو یک هدف را دنبال می کنند: اطاعت از نفس و نابودی انسان با پیروی کردن از نفس. صحبت های ایشان در مورد محیط زیست اینجا مطرح نمی شود اما ایشان بحث روابط همکارانه زن و مرد را مطرح کرد و آن را مجاز و موجه جلوه داد. باید دید واقعا روابط همکارانه زن و مرد چیست و چه عواقبی دارد. همانطور که در پست های پیش نیز گفته شد همکاری زن و مرد که در قالب اختلاط امروزی صورت می گیرد دو پیامد عمده دارد که اولی امکان ایجاد فساد است و دومی امکان ایجاد اختگی در مرد و زن است. این نوع اختگی درست مثل همان اختگی است که براداران و خواهران نسبت به هم دارند. این نوع اختگی در اصل ناشی از مشابه شدن زن و مرد در مراحل زندگی است که دل هر دو را نسبت به هم متنفر می کند و دو جنس را نسبت به هم سرد می کند و نوعی اختگی ایجاد می کند. اشتراکات عامل اصلی اختگی جنسی در این زمانه است. درست مثل اشتراکی که برادر و خواهر نسبت به هم دارند و آنها را نسبت به هم اخته می کند و چه بسا دختران و پسرانی که حتی اشتراک خونی نسبت به هم ندارند اما با اسم خواهر و برادر در کنار هم بزرگ شوند، در نهایت نسبت به هم اخته شوند. لذا بعد غیر بیولوژیک این مسئله حتی ضعیف تر از بعد روانی آن است. افزایش اشتراکات زن و مرد و حتی توهم این اشتراکات می تواند اختگی در هر دو جنس ایجاد کند. لذا این مورد باعث توجیه شدن همجنسگرایی می شود، همانطور که در غرب توجیه شد. ( زیرا در غرب هم دردهه های پیش که زن و مرد به این حد از اشتراکات نرسیده بودند، مسئله همجنسگرایی قابل قبول نبود و دولتی و قانونی نشده بود اما در سالهای اخیر به دلیل اشتراکات فراوان زن و مرد و شبیه سازی بیش از اندازه آنان، این مسئله توجیه شد و در اغلب کشورهای غربی قانونی شد) لذا عرضه ایجاد اختگی در دو جنس، بسیار مهلک تر از عارضه اولی آن یعنی ایجاد فساد در جامعه است. اما بهتر است در مورد ایجاد فساد در جامعه به وسیله اختلاط نیز صحبت شود. فساد تنها روابط فیزیکی بین زن و مرد نیست بلکه تجسم زن و مرد از همکاران نامحرم خود است. این تجسم ممکن است که موقع ارتباط فیزیکی با همسر، رخ دهد و یا در مواقع ....،  آخرین عارضه اختلاط زیاد زن و مرد ارتباط فیزیکی زن و مرد نامحرم با هم است که روز به روز در حال افزایش است و حتی خود دولت و افراد پرنفوذ نیز آن را تصدیق کردند. اما هدف محیط زیست در واقع حفظ همین فسادهاست و حفظ تمایلات نفسانی و اجرای آنان است. اینان نمی خواهند که از قهر طبیعت که جلوه ای از قهر خداوند است درس بگیرند بلکه می خواهند خدا و طبیعت را دور بزنند و به هواهای نفسانی خود ادامه دهند. لذا ظلم را توجیه می کنند. ظلم های بزرگ یعنی تشابه کامل زن و مرد، تشابه کامل نژادها و اقوام، از بین رفتن استعدادهای واقعی انواع قوم ها و جنسیت ها و فدا کردن تمام آن استعدادها برای برآورده شدن نیازهای کاذب نفسانی که ماشین آنها را تامین می کند ( این استعداد کشی از طریق شبیه سازی افراطی تمام انسانها صورت می گیرد) . ظلم نقطه مقابل عدل است که هر چیزی در جای خود قرار می گیرد و تشابه افراطی انسانها در عدل وجود ندارد. با توجه به فرورفتن جهان در ظلم های ساخته شده توسط دجالان و شیاطین از جنس جن و انس، زمینه برای عدل نهایی جهان  فراهم می شود اما این مسئله زمانی باید رخ دهد که مردم خود را شناخته و بدانند که چه نیازهایی از آنان حقیقی است و چه نیازهایی توهمی است که دجالان آنان را به وسیله نفس انسان، به انسان دیکته کردند. بزرگترین این دجالان همین نهادهای محیط زیستی اند. هر چند که دجال های فراونی در قالب پزشکی و هنری و صنعتی و حتی دینی در جامعه امروز بیداد می کنند.
در پاره ای از مصاحبه رییس سازمان محیط زیست در برنامه شناسنامه، به موروثی بودن محیط زیستی بودن خانواده وی اشاره ای شد. متاسفانه این نیز نماد شرک و بت پرستی است که برخی خدمت را تنها در ریاست ( چون هدف فعالیتهای اینان عمدتا ریاست است و خدمت را تنها با ریاست و قدرت طلبی نفسانی می خواهند و جستجو می کنند و حتی آن را موروثی می کنند، مگر اینکه توبه کنند). مصداق دیگر شرک نیز ایجاد خداهای متفاوت برای محیط زیست و هواهای نفسانی است و پرستش هر دو با هم است. این تازه نمونه کوچکی از شرک در دنیای امورز ماست و امروزه آنقدر خدا توسط انسانها ساخته شده که بیش از تعداد خدایان تمام انسانها در طول تاریخ است. عمده هدف این بت پرستیها، قشری گرایی و طبقه بندی(دکتر شریعتی نیز در کتاب میعاد با ابراهیم به این هدف از شرک اشاره نموده است) و هوسرانی است. هر دو هم کاملا مشهود است. تنها راه برای بخشش محیط زیست و خدا، توبه از روال امروزی است. سازمانهای محیط زیستی که روال منافقانه را پیش گرفتند می بایست حتما توبه کنند و فرصت برای آنها هست و اینجا مکانی برای غیبت و سرزنش نیست و فقط مکانی برای اطلاع رسانی به مردم و حتی مکانی برای به خود آمدن افراد محیط زیستی است.


نظرات()   
   

هلاکت بشر در جاهیلیت مدرن

روند امروزه به طرز کاملا واضح به هلاکت انسان می رسد. هر گونه انکار در این روند هلاکت بار خود به هلاکت سریعتر انسان کمک می کند. دو دلیل عمده جهت هلاکت مردان و زنان مدرن وجود دارد:


نفس پرستی زن و مرد مدرن
نمونه بارز نفس پرستی زن و مرد مدرن مسئله هوسرانی مردان مدرن و اشتغال پول پرسنی زنان مدرن است. بر همگان معلوم است که زنان هیچ گاه در طول تاریخ بیکار نبودند که بتوان واژه اشتغال را تنها به امروز روز نسبت داد. امروز آنچه که اشتغال نامیده می شود به گونه ای جنبه تفاخر جویی پیدا کرده است و با اظهار تفاخرجویی ، دیگران نیز در ازای آن اشتغال به هلاکت می رسند. زیرا هر اشتغالی که با تفاخرجویی همراه باشد و یا با نیت تفاخر جویانه باشد قطعا تمام افرادی را که با آن شاغل سر و کار دارند به هلاکت خواهد رساند. در گذشته طی زندگی روستایی اشتغال زنان مشهود بود. هیچ زنی از مرگ شوهر خود به علت نیاز مالی نمی مرد. بر خلاف زنان امروز که در بقای زندگی خود تردید دارند و پیوسته در پی انواع و اقسام بیمه ها برای ادامه زندگی خود هستند، زنان قدیم حتی زنان شهر نشین گذشته به فکر بیمه نبوده و احتیاج چندانی به آن نداشتند. اشتغال زنان روستایی دیروز که اکثر جمعیت زنان را تشکیل می دادند هم اشتغال بود و وسیله ای برای امرار معاش انها و کمک به امرار معاش خانواده، اما چون جنبه فردگرایانه مطلق و تفاخرجویانه نداشت لذا مثل امروز فریادهای فمینیستی انحراف گونه و جنون وار را سر نمی داد. امروزه رشته هایی که ساخته و پرداخته مردان هستند را به خورد زنان دادند و آنها را در بازی مردانه وارد کرده و  آنها را تشویق میکنند. با با تزریق رشته و فنون مردانه به زنان مسلما آنان را مردوار و مردخوار خواهند کرد درست مثل کسی که بر اثر زیاد خوردن گوشت، خشن شده باشد. البته این خوراندن ، با تفاخر و چشم و هم چشمی زنانه مخلوط گردیده که نماد نفس پرستی زن امروز است. نفس پرستی مرد امروز هم در هوسرانی و شهوت پرستی است که عمدتا قشر مردان مرفه را شامل می شود. اصولا فمینیسم را قشر مرفه مردان نگه داشته اند و اکثر زنان و مردان را به هلاکت کشانده اند.
امروزه زندگی زنان و مردان مثل هم شده و مو نمی زند. اگر در تاریخ به دقت نگریسته شود، مشهود است که دنیای مدرن امروز کاری کرده است کاملا این دو را به هم شبیه به هم کرده است و مسیر زندگی هر دو را یکسان و همسان ساخته و این کاملا بر خلاف حقیقت فطرت انسان بوده و موجبات هلاکت بشر را فراهم می اورد. حقیقت فطرت انسان را خدا می داند و در قرانی که از سوی اوست بر تفاوت کامل زن و مرد تاکید گردیده است. لذا شرایط زندگی امروز کاملا بر خلاف بیانی است که قرآن از فطرت انسان دارد زیرا قرآن تنها از فطرت انسان سخن گفته است و برای فطرت انسان امده است. کودکان دختر و پسر امروزی درست یک روال تربیتی را در زندگی طی می کنند که بر خلاف آن چیزی است که فطرت آنها طلب می کند لذا نیازهای درونی آنها در بیرون از آنها پاسخی ندارد و همین امر عامل جدایی این دو  ، چه در قالب طلاق و چه در قالب تجرد و در صورت انحراف در قالب همجنسگرایی است. مسلم است که طلاق و تجرد زیاد قطعا به انحراف بزرگ همجنسگرایی می انجامد و همجنسگرایی نماد هلاکت انسان است.


نظرات()   
   

انجمن حمایت از حقوق مردان:

جریان فراماسونر در راستای  از بین بردن خانواده در ایران و نسل کشی مدرنی که در این کشور به راه انداخته وارد فاز دوم حرکت خود شده است.
این جریان برای اینکه به موفقیت برسد ناگزیر به تثبیت مرحله اول خود است.
مرحله اولی که از آن صحبت می کنیم نهادینه سازی افکار فمینیستی در بین زنان و حتی برخی مردان فریب خورده است.
مرحله دوم نیز ایجاد زمینه برای روابط خارج از خانواده با سستی بنیان خانواده که با استفاده از فمینیسم (مرحله اول) بدان رسیده است می باشد.
مرحله دوم با نهادینه سازی تفکرات برای توجیه و قبح شکنی از همجنسگرایی، همباشی، طلاق، جشن طلاق، کودک آزاری و هزاران مفهوم خفته پشت این افکار است که از طریق تکرار مکررات و تقلید رسانه های داخلی از آنها به این هدف نیل میکند.

مرحله سوم نیز مرحله اجرایی سازی اهداف است. چرا که دیگر زمینه ها و تعاریف و آمادگی های فکری برای پذیرش آن در جامعه هدف ایجاد شده است.
متن زیر برگرفته از سایت الف یه قلم یکی از کاربران سایت الف (جناب آقای هادی شریفی) است که به لحاظ اهمیت آن و بنا به رسالت  این سایت در این وبگاه قرار می گیرد.
امید است که زمینه ای باشد برای بیداری مردم و مسئولین.

همباشی

همباشی سیاه چگونه به ازدواج سپید تبدیل شد؟

اخیرا شاهد مطالبی هستیم که دم از "ازدواج سفید" می زنند. تجزیه کلمات زیباست؛ "ازدواج" و "سپید". برای کسی که معنی ترکیبش را نداند جذاب است و یک ازدواج ساده، صمیمی و زیبا را به ذهن متبادر می کند و مخاطبِ ناآگاه با خواندن تیترهای پیرامون آن دچار یک تناقض می شود "هشدار برای رواج ازدواج سفید"!.


اما سراغ مفهوم که می روی دلالت بر یک رابطه نامشروع، غیرقانونی و دور از شان یک مسلمان وایرانی با فرهنگ و آداب و رسوم دیرینه خود دارد. رابطه ای که نه شرع قبولش دارد و نه قانون. رابطه ای که اصلا ازدواج نیست و خارج از تعهدات یک ازدواج است. جالب اینجاست که برخی دم از رواج این گونه رابطه می زنند دور از اینکه اصلا آمار صحیح و قابل استنادی از آن داشته باشند.

به اصل کلمه که می پردازی (white marriage) معادلی برای آن در فرهنگ آکسفورد نمی یابی اما در فرانسه به ازدواجی"قانونی و بدون روابط جنسی" معنی شده است (A marriage without sexual relations) و این باز تعجب بیشتر را بر می انگیزد که معنای غربی آن کاملا متفاوت است و به ازدواجهایی دلالت دارد که با انجام مراسم قانونی برای دور زدن قانون مهاجرت یا مسائل دیگر از آن استفاده می شود. اما چیزی که از آن به زندگی مشترک زن و مرد به همراه روابط جنسی بدون ازدواج یاد می شود در فرهنگ آکسفورد "cohabitation" یعنی "همباشی" آمده است، یعنی حتی فرهنگ غرب نیز این رابطه را ازدواج نمی داند و "همباشی" تعریف می کند.
( Live together and have a sexual relationship without being married)
همچنین واژه "White wedding" به ازدواجی رسمی در کلیسا که در آن عروس لباس سفید می پوشد گفته می شود.
(A traditional church wedding at which the bride wears a formal white dress)

اما چطور شده لغت "همباشی" فرنگی به فرهنگ ایران که آمده "ازدواج سفید" نام گرفته است؟!

ریشه کلمه "ازدواج سفید" را که جستجو می کنی اولین بار توسط رسانه های بیگانه، معاند و ضد دین از آن استفاده شده و خبر از رواج آن داده اند و معلوم نیست از آن سر دنیا از کجا فهمیده اند این گونه ازدواج در ایران رواج یافته! دلیل آن نیز مشخص است؛ تابو شکنی و حرمت زدایی از جامعه و رواج و عادی سازی نوعی رابطه نامشروع و نامتناست با فرهنگ ایران. بعد از آن نیز متاسفانه رسانه های داخلی از روی غفلت برای اینکه از قافله عقب نمانند و به آسیب شناسی آن بپردازند و یا برای فروش خود یا کلیک مخاطبان خود خوراک تهیه کنند از این واژه استفاده کرده اند و متاسفانه برخی کارشناسان، روانشناسان و مسئولان نیز با استفاده از آن به فراگیری واژه دامن زده اند.

اما در این راستا چند نکته به نظر می رسد:

۱- استفاده از واژه "ازدواج سفید" برای زندگی مشترک زن و مرد به همراه روابط جنسی بدون ازدواج مناسب نیست و استفاده از آن ناصحیح و نامناسب و پیگیری خط رسانه های ضد دین به نظر می رسد. رخداد نامناسبی که غرب آن را "همباشی" می داند دلیلی ندارد از سوی کشوری مسلمان و مبادی آداب و رسوم دیرینه اجتماعی "ازدواج سفید" نام گذاری شود. باید دقت کرد اینکه رسانه ها گزارش و مصاحبه بگیرند و بدون آگاهی از چند و چون و مقدار آن خبر از رواج "ازدواج سفید" یا "سپید" دهند خود نوعی تبلیغ و عادی سازی این نوع رابطه نامشروع خواهد بود. رابطه ای که در دین، فرهنگ و اجتماع تعریف نشده و تابوست. ضمن اینکه واژه زیبای "ازدواج سفید" برای مفهوم نازیبای آن بسیار نادرست و قابل تامل است و نوعی زیبا جلوه دادن یک تابوی اجتماعی و حرام شرعی و دینی است.

۲- افزایش زندگی مجردی جوانان در شهرهای بزرگ ایران، مخصوصا تهران که در سالهای اخیر به علت مهاجرت برای تحصیل و کار و یا افزایش سن ازدواج و تمکن مالی برخی قبل از ازدواج پیش آمده، دلیل بر رواج این نوع "همباشی" نیست. همچنین ممکن است افراد بسیار معدودی که تقیدات دینی و اخلاقی ندارند به قصد ایجاد رابطه جنسی نامشروع مدت محدودی با هم زیر یک سقف باشند اما این را نمی توان یک نوع زندگی مشترک و "همباشی" با قواعد غربی آن نامید بلکه فقط یک رابطه نامشروع و غیر عرف است.

۳- در اینکه سالهای اخیر با تهاجم فرهنگی برخی منکرات تاحدی رشد داشته شکی نیست اما اینکه "رواج" پیدا کرده مساله ای نیست که با حدس و گمان یک خبرنگار یا روانشناس یا جامعه شناس به آن رسید بلکه احتیاج به آمار رسمی دارد و شایعه رواج آن نیز سر در آخور رسانه های بیگانه به دلایل عنوان شده دارد. حداقل شاهد این مطلب مشاهده خود اصحاب رسانه می تواند باشد که از این همه جوان مجرد تاکنون چند زوج را دیده اند که اینگونه بدون طی مراسم قانونی و عرفی و شرعی با هم زیر یک سقف شروع به زندگی مشترک کرده اند؟

۴- جنجال سازی برای رخداد منکراتی که در جامعه رواج نیافته و فراگیر نشده، خود نوعی اشاعه فحشا، تابو شکنی، دامن زدن و تشدید آن خواهد بود. به همین دلیل در اسلام خواسته شده از عادی سازی و بیان اینگونه مسائل مخفی و غیر علنی پرهیز شود و حتی بازگو کردن فحشای مخفی را برابر با انجام آن دانسته اند. در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «من اذاع فاحشة کان کمبتدئها»؛ هرکسی کار زشتی را که در خفا انجام شده فاش و منتشر کند مثل این است که خود آن گناه را انجام داده است.( الکافی، ج۲، ص۳۵۶)

۵- واژه سازی برای این مسائل همت مضاعف فرهنگسرای زبان و ادب پارسی را می طلبد. باید توجه داشت کار اصلی این سازمان در درجه اول واژه یابی مناسب و "قابل استفاده" برای این لغات است که همراه خود بار سنگینی از تهاجم فرهنگی و تابو شکنی را نیز یدک می کشند.

۶- به رسانه هایی که قصد پرداختن به آسیب ها یا پیشگری از این مساله را دارند پیشنهاد می شود به جای استفاده از واژه نابجا و نامناسب "ازدواج سفید" از "همباشی سیاه" استفاده کنند تا در صف رواج دهندگان بیگانه و ضد دین آن قرار نگیرند.


نظرات()   
   

بلای خانمان سوز فمینیسم و تفکر جایگزینی زن به جای مرد و فرستادن زن به اجتماع به جای خانواده از غرب شروع شد و رفته رفته به شرق رسید. از آنجایی که شرق همیشه جمع کننده زباله های آلوده فرهنگی غرب بوده و بدون اطلاع از دلیل صرفا به تقلید کورکورانه و خودباختگی در مقابل غرب پرداخته عواقب بد اشتباهات انسانی که البته از تفکرات شیطانی نشات می گیرد شکل ذره بینی و بزرگ شده ی آن مصائب را دچار می شود. چنانچه در کشور های شرق آسیا و بعضا ایران و خاورمیانه شکل های بدتری از آن نمود پیدا کرده و شکل های افراطی تر و شدید تری بخود می گیرد که در آنها بحران خانواده و همجنسگرایی و آفات اجتماعی و فروپاشی خانواده اغلب شکل های مخفی تر اما بسیار گسترده تر از غرب را دارد. دلیل آن هم ذکر شد به دلیل ماهیت پنهانی و افراط کورکورانه است.

چونانکه فمینیست های چادر به سر ایرانی با چادر هر تفکر اشتباه غربی را با اسلام می آمیزند و جامعه را به مسیری می برند که عاقبتش بسیار شوم خواهد بود!

اکنون در شرق آسیا وضعیت خود فروشی، مدل شدن زنان، همجنسگرایی در زنان بخصوص ژاپن و چین، ازدواج با همجنس،ازدواج با حیوانات،ازدواج با اموات،ازدواج با کودکان،ازدواج با پدر و مادر، ازدواج برادر و خواهر،ازدواج با اسکلت،ازدواج با مجسمه،ازدواج با حشرات و خزندگان،ازدواج با ربات های جنسی شبه انسان،محصولات جنسی مصنوعی و حتی ازدواج با خود به مراتب از خود غرب بدتر است.

چند نمونه از تصاویر گویای از شرق آسیا که بیانگر عاقبت بیرون رفتن زن از خانه و حضور هجومی او در جامعه و در خدمت قدرتمندان و ثروتمندان بودنش به جای خانواده و همچنین دوری زن و شوهر از هم و خصومت و دشمنی دو جنس نسبت به هم می تواند پدید آورد را می بینید! که منجر به تهیه محصولات احمقانه ای شده است که از قرار دادن برخی از آنها به دلیل مستهجن بودن معذوریم!

شیر خوارگی با سینه مضنوعی

شیر خوردن بچه از گاو

عروسک جنسی1

عروسک جنسی 2

عروسک جنسی3

 


نظرات()   
   

عاقبت تصویب لوایح فمینستی اخیر و سیر صعودی تصویب این لوایح

لایحه فرزند خواندگی

چندی پیش لایحه جدید فرزند خواندگی که به دختران و زنان مجرد حق حضانت فرزند را می داد در مجلس تصویب شد و تقدیم شورای نگهبان شد.

متاسفانه نمایندگان بدون توجه به این تبعیض آشکار و عواقب ضد خانواده و فمینیستی این لایحه توجهی نکرده و آن را تقدیم شوارای نگهبان کردند!

لایحه جدید گذرنامه که با رای کمیسیون امنیت ملی مجلس برای زنان و دختران خروج آنها از کشور را منوط به اجازه ولی یا قیم می کند به شدت توسط فراکسیون غیرعادلانه زنان در مجلس و مرکز زنان ریاست جمهوری و گروه های فمینیست داخل و خارج به باد اهانت و مورد رگبار انتقاد زن پرستان قرار گرفته است! و اینهایی که تبعیض برای زنان را می بینند خیلی عجیب است که آن رابرای مردان نمی بینند و لب بر این تبعیض آشکار بسته اند و در سایت های زنان که معلوم نیست پشتشان به کجا گرم است  لایحه فرزند خواندگی و حضانت فرزند توسط دختران و زنان مجرد را تشویق می کنند!

این سایت ها دارای نفوذ در دانشگاه ها و فراکسیون های مجلس بوده و داری دفتر و دستک هایی هستند که نمایندگان مجلس را به دفاتری دعوت کرده و آنها را استیضاح و محاکمه میکنند و معلوم نیست بودجه مورد نیاز را از کجا تامین می کنند و چه کسانی حامی آنها هستند و چرا؟!!!!

محاکمه سید باقر حسینی (نماینده مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس)

 در سایت های زنان توسط برخی حقوقدانان زن

 (زمانی که فمینیسم بر امنیت ملی رجحان می یابد!!!)

 

این قضیه بو دار است که آنچه حق اضافی برای زن و محدود کردن حقوق شرعی مرد است مورد انتقاد واقع نمی شود و هزاران دلیل سکولار و غیر شرعی با اسم شرعی و با موجه سازی غیر موجه و غیر موجه سازی موجه توجیه می شود.

اما آنچه محدود سازی زنان، آن هم برای مصلحت جامعه و کاملا سازگار با دین و مذهب و فرهنگ است  به ادله واهی مورد انتقاد قرار می گیرد و هنوز مکتوب نشده در نطفه خفه می شود. اما چنین لوایح و طرح هایی اینچنین سیر صعودی پیدا می کنند و به عواقب منفی آن اندیشیده نمی شود!

و در حالی که ما با ایمان به شواری نگهبان و تیزبینی فقها و حقوقدانان آن چشم امید داشتیم و تا حد زیادی معتقد بودیم بر حضانت فرزندان توسط دختران و زنان مجرد ایراد وارد شود، در کمال ناباوری این مورد در بین هیچ یک از ایراداتی که این شورا اشاره کرد به چشم نخورد.

از جمله عواقب منفی ناشی از این لایحه را می توان به افزایش فساد و فحشا، ترویج همجنسگرایی ،سوء استفاده از فرزندان مورد حضانت و بهره بری جنسی از آنها ، کاهش ازدواج و افز ایش طلاق، تایید شدن فرزندان نامشروع و ارزشمند شدن تجرد گرایی و از هم پاشیدن خانواده هاست.

پر واضح است که فرزندانی که از زیر دست چنین زنانی پرورش یابند تربیت صحیحی نخواهند داشت. آموزش تجرد گرایی و همجنسگرایی خواهند دید و تمایلی به ازدواج نخواهند داشت. عقده ای خواهند شد و برای سایر مجردهای جامعه الگوی خوبی نخواهند بود و جامعه و خانواده را به سمت فنا و نابودی خواهند برد!

مهارت های زندگی مشترک را نخواهند آموخت و به تدریج پدیده ازدواج مانند غرب بی ارزرش شده و از جامعه رخت بر خواهد بست!

این فرزندان مرد ستیز و کینه توز بار خواهند آمد و دچار فساد و بحران و سوء رفتار های عدیده ای خواهند شد!

این لایحه سوای ظلم به خود این کودکان معصوم ، ظلم به کشور و جامعه و بشریت است.

شاید تصویب این لایحه در مجلس و نادیده گرفتن این بند در شواری نگهبان ناشی از همان تفکر اشتباه معصوم دانستن زنان باشد که با اندکی توجه به وضعیت جامعه می توان خلاف آن را صراحتا ثابت کرد.

این لایحه پس از اصلاح مجدد در راه شواری نگهبان است.

چشم امید داریم شواری نگهبان فریب فمینست ها و تبلیغات سکولار آنها را نخورده و با این بند از این لایحه بطور قطعی مخالفت نماید.

چندی پیش حجت الاسلام رهبر نماینده مجلس هشتم و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس از این لایحه نسبت به بندی که به حضانت فرزند توسط دختران مجرد اشاره می کرد انقاد فرمودند.

"حجت‌الاسلام محمدتقی رهبر" در گفتگو با خبرنگار حقوقی قضایی باشگاه خبرنگاران، در واکنش به اعطای فرزند به دختران مجرد، اظهار داشت: انجام این کار از ابتدا اشتباه بوده چرا که خانواده متشکل از مادر و پدر است و اعطای فرزند بی سرپرست به یک عضو خانواده مطلوب نیست.

 وی ادامه داد: طرح فرزند خواندگی و اعطای فرزند به یکی از اعضای خانواده حتی مرد هم مجاز نیست، چرا که زنان و مردان شاغل در پی کسب و کار بوده و به فعالیت مشغول هستند پس تربیت فرزند از عهده آنها خارج می‌شود و این در حالی است که فرزند نیاز به هر دو عضو خانواده دارد.
حجت‌الاسلام رهبر با بیان اینکه اعطای فرزند به دختران آثار و تبعات سوء اجتماعی خواهد داشت، تصریح کرد: این امر باعث جلوگیری از ازدواج دختران مجرد می‌شود که قطعا پدیده‌های مخرب اجتماعی را به بار خواهد آورد.

این عضو کمیسیون حقوقی مجلس هشتم خاطرنشان کرد:‌ فرزند بدون سرپرست هم از لخاظ عاطفی و هم از لحاظ اقتصادی نیاز به وجود پدر و مادر در کنار هم داشته که در غیر اینصورت مراکز بهزیستی برای آنان بهتر خواهد بود.

لایحه حمایت از خانواده:

این لایحه نیز در مجموع لایحه خوبی به نظر نمی رسد. که بدترین بند آن ماده 30 ام این لایحه است. که برای زنان در صورتی که از کیسه خودشان در زندگی مرد پولی را خرج کنند می توانند در هر زمان به مراجعه به دادگاه آن را مطالبه کرده و با مهریه و سایر حقوق خود یکجا بگیرند!!!

شواری نگهبان به این ماده ایراد وارد کرده و خواسته است که فرض بر تبرع زن باشد یعنی زن خودش خواسته پول را خرج کند و به دستور مرد و یا اجبار او این کار را نکرده!

اما با فشار فعالین حقوق زن این لایحه دقیقا برعکس گفته فرض بر عدم تبرع زن باشد و پیشفرض قانون مجرم بودن مرد باشد و فرض بر این باشد که زن به امر مرد این پول را در زندگی خرج کرده است. و به این صورت تغییر کرده که اگر زن این حق را مطالبه کرد مرد بدبخت باید ثابت کند که این پول به دستور وی خرج نشده است و زن خودش خواسته خرج کند. که اگر نتواند ثایت کند محکوم به پرداخت مهریه ، نفقه معوقه و سایر مطالبات زن خواهد شد و دودمانش بر باد خواهد رفت.

این است مودت و مهر همسری که فعالین حقوق زن در حال پیگیری آن هستند و با اسم تحکیم بنیان خانواده این چنین زمینه های طرح دعاوی و فتنه و نزاع و بی اطمینانی را در زندگی افزایش می دهند و تیشه به ریشه خانواده می زنند!

و تازه هم برای این همه بی مسئولیتی که برای زن قائلند معتقدند زن به <دلیل کمک در مخارج زندگی> در حالی که هیچ یک از بند های قانون مدنی زن را موظف به مسئولیت مالی در زندگی نمی کند و زن فقط در نقش طلبکار است ، باید با تبعیض مثبت دارای آزادی های بیشتری هم بشود و مرد از تمام حقوق و اختیاراتش بر زن خلع ید شده و به قول معروف مرد بشود برای زن ، ماجرای "عروسکی بودم برات که تو بهم نفس دادی دلم رو یک روز خریدی فرداش آوردی پس دادی"!!!!!!!

به امید اینکه شورای نگهبان فریب این تغییر ماهرانه را که در ماده 30 ام ایجاد شده و صرف مرد بودن ، مرد را مجرم تلقی کرده را متوجه شود و با این بند مخالفت نماید.

البته یک لایحه 93 ماده ای در خصوص خشونت علیه زنان و کودکان هم در حال پیگیری توسط مرکز زنان است. ما که هنوز از جزئیات آن خبر نداریم و بنابراین اظهار نظر قطعی نمی کنیم.

تا همین جا که خشونت را فقط علیه زنان دیده و فکر خشونت علیه مردان را نکرده است و مثل همیشه مرد را مجرم دانسته و قانونی را مطالبه می کند که در آن مردان در وضعیت مشابه نادیده گرفته شده اند خود مورد انتقاد است.

اما آنطور که از شواهد معلوم است گویا حاوی فتنه هایی دیگر است.

 البته قبلا این لایحه 88 ماده ای بوده و تا کنون به 93 ماده رسیده و هر روز در تبادل نظر بین فراکسیون زنان مجلس و مرکز زنان ریاست جمهوری به ماده های آن اضافه هم میشود.

کاش یک مرکز مردان هم در ریاست جمهوری بود و یک فراکسیون مردان هم در مجلس داشتیم تا از ما مردان هم در مقابل این تبعیض ها و خشونت ها حمایت کند!!!

لذا خواهشمندیم اگر بنا بر تصویب است سریعتر تصویب شود تا  لااقل تعداد ماده های آن بیش از این افزایش نیابد!!!!

البته بعید نیست مثل همیشه این لایحه را نیز به اسم خانواده تمام کنند و با بازی با الفاظ ،اسم و چند ماده از این لایحه را عوض کنند و اسمش را مثلا بگذارند " لایحه حمایت از خانواده در مقابل خشونت" و بعد بگویند کل خانواده را مورد پوشش قرار دادیم. سپس یکی دو بند خنده دار از این 93 ماده را هم تازه شاید و شاید برای مردان قرار دهند تا ضمانت تصویب بگیرند (دقیقا نظیر لایحه حمایت از خانواده)!!!

 

خداوند به ملت ایران در مقابل لوایح اخیر رحم کند!

 


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]